Wednesday, October 30, 2002

رنگ این بلاگ هم دردسر شده نه؟
ok

Tuesday, October 29, 2002








اگر شما از بهترين انسان روي زمين هم يک مطلب شش خطي به من بدهيد، من در آن چيزي پيدا خواهم کرد که بهانه اي براي اعدامش قرار دهم....(کاردينال ريشيلو- سياستمدار �رانسوی)







اگر شما از بهترين انسان روي زمين هم يک مطلب شش خطي به من بدهيد، من در آن چيزي پيدا خواهم کرد که بهانه اي براي اعدامش قرار دهم....(کاردينال ريشيلو- سياستمدار �رانسوی)







Monday, October 28, 2002

راستی قرار بود روزنا مه ها را تماشا کنم و سیاحت کنم .....
هیچی ندارد. همه اش حر� های قالبی و رسمی واداری وتکراری بی معنی ومتع�ن! متع�ن؟ نه
حتی بوی ع�ونت هم ندارد اصلا بو ندارد > درست مثل هیچی است کلمات درست ذرات پلاستیکی اند که کیلویی می�روشند برای متکا و بالش.
شاید در ص�حه ادبیات وشعر خبری باشد. تصاد�ا شعری "حر�ی" از دستشان در ر�ته باشد که به خواندنش بیرزد . ها .... اه!
این ها هم درست مزه همان خطاب ها و آگهی ها را دارد . شعرها هم رسمی و مصلحتی و تکراری است. چرا اینطور؟
خوب معلوم است. کی شعر میگ�ته؟
شاعر.
شاعر کی بوده ؟ یک کارمند یا یا مواجب بگیر �لان خان یا �لان سلطان یا امیر عادل؟!
این آدمهای پولدار و زورمدار که به شاعر "ادرار" میدادند(یعنی بورس و حقوق : سعدی: مرا در نظامیه "ادرار بود") و
او هم در ازای " ادرار اتابک اعظم بیلمز" قصیده ای از تار دل و پود جانش میبا�ته است.
شاعرها را صدا میزدند که بیایید بها رییه ای بگویید این بیچاره های گدای عاجزی که اگر صله ای نمی بود از گرسنگی خودشان و زن وبچه اشان چه کار کنند؟
عملگی که بلد نبودند کار که نبوده آب و ملکی هم که نداشتند باید بهاریه میگ�تند
... چه روزنامه های خوبی! بیخودی آن همه از این ها بیزار بودم
مسخره میکردم چقدر احتیاج دارم به خواندن خواندن چیزهایی که به �کر کردن و �همیدن نیازی نداشته باشد
خوندنی مثل قدم زدن مثل وراجی کردن های بچه گانه
چه روزنا مه های رنگینی! هر کدام بیست سی ص�حه
بارک اله ! خوش بحالشان! چه خاطر جمعی
چه دل های خوشی! چقدر به اینها خوش میگذرد
اما من هرگز به اینها حسد نمیکنم چه خوب که اینجور خوشند ! من دلم نمی خواهد اینچنین باشم
نمی خواهم آنها هم حال و روز مرا داشته باشند .
آنها را خدا برای همان خوشیها ساخته است.
اگر آنها هم گر�تار درد من بشوند من گر�تار آنها میشوم و این درد بدتری است.
دلم میخواهد در این آسمان بلند و باز خودم تنها بپرم میترسم
میترسم مرغ دیگری هم از این مرغان تخمی و خانگی و گوشتی از روی خاک از سر درخت و لب بام درآید
و سینه صا� و یکدست این آسمان را لکه دار سازد.!
تنهاییم را در این �ضای خلوت آسمان پاک خراب کند.
این جزیره ای را که پیدا کرده ام پر کنند از خودشان! بازار و دکان و آخوند و متجدد و روشن�کر
چه باغ وحش طاقت �رسایی میشود.


!برايم ایميل ب�رستيد


Sunday, October 20, 2002

سلاخی دیدم زار میگریست
به قناری کوچکی دلبسته بود

دیشب جمال رویت تشبیه به ماه کردم
تو بهتر از ماه بودی من اشتباه کردم
امروز قاصدکی رو که گم کرده بودم پیدا کردم
روز خوبی بود
من سعی میکنم تا چند روز دیگر سری آموزشی تری دی مکس رو اینجا بگم و با ا�رادی که میخواهند آشنا شوند کمکی کرده باشم
با من در تماس باشین
تا بعد

Saturday, October 19, 2002

حتما سری به این بلاگ بزنین
و الا نیمی از عمرتون به هدر میره
World Cartoon & Caricature
پس بدویین\


برايم ایميل ب�رستيد!


من تماسی با Tootfarangiداشتم

Friday, October 18, 2002

با سلام دارم بلاگم رو اپدیت میکنم

Wednesday, October 16, 2002

hi